خرید بک لینک
سلام دوشنبه هفته پیش رفتم مشهد واسه خرید هیچکس باهام نیامد تنها رفتم روز اول رفتیم برای اقا خرید کردیمامدیم خونشون گرفتیم خوابیدیم تا شب ک منو رسوند خونه عمعه بهش گفتم فکراتو بکن لباس نمیخام یه تیکه ب

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 23:31

اومدیم از تربت بخاری با تابلو فرش گرفتیم اون روز خوب بود چون خودم دوسداشتم مامانم ایناهم خوشحال شدن رفتیم بازار واسه میوه سر هندونه باقاسم شرط بستم ک 15 بیشتر میشه گفت نه اگ شد هر کی برنده شد پولشو بد

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 23:31

صفحه بندی